تبليغاتX
انجمن معتادان گمنام مشهد
ایران پاک
  خبر:

وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشكی ایران

گفت : مصرف سیگار در کشور هر روز ۱۵۰ تا

۱۸۰ نفر قربانی می گیرد که این تعداد معادل تلفات

انسانی سقوط یک هواپیماست.



 

فقط برای امروز:

{{پذیرش وجود خداوند با حالت کبر و غرور و ستایش و تشکر از او در حالت سجده و به خاک افتادن دو چیز کاملا متفاوت می باشد . تنها اتکا به قدرت خداوند است که امروز تمام توانائی ها وامکاناتی را که در وجود من قرار دارد در جهت ساختن یک زندگی شاد و سرشار از موفقیت به حرکت درمی آورد . زندگی مملو از رضایت خاطر و تجربیات مفید چیزهائی که من به هیچ وجه با تکیه بر توانائی ها وافکار محدود خود قادر به انجام ان نبودم}}

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 9:16  توسط NiA  | 

به نام خدای بهلول زمان

و رسالت من این خواهد بود تا دو استکان چای داغ را از میان دویست

جنگ خونین به سلامت بگذرانم و با خدای خود چشم در چشم نوش کنم.

باشد که در سکوت خلوتمان صدای مظلومان را در نفسهایم بشمارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 11:8  توسط NiA  | 

 

مصرف سیگار ایرانیان در مقایسه با سال قبل(۸۶) به

میزان ۱۰۲٪ افزایش یافته.( جراید)

كل جمعيت جهان: ۵/۶ ميليارد نفر ... كل مسلمانان جهان: ۲ ميليارد نفر ... كل جمعيت سيگاری های جهان: ۱۵/۱ ميليارد نفر ... كل مسلمانان سيگاری جهان: ۴۰۰ ميليون نفر ... بزرگترين توزيع كننده ء سيگار جهان: Philip Morris ... درصد سهم اسرائيل از اين توزيع: ۱۲% ... كل مبلغ پرداختی مسلمانان جهان به Ph. Morris بابت سيگار: ۸۰۰ ميليون دلار در روز ... بنابراين مسلمانان سيگاری جهان روزی ۹۶ ميليون دلار پول توی جيب اسرائيل می ريزند ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 11:21  توسط NiA  | 

دل همتون شاد     دل همتون عید

دل مصرف کنندگان هم بهاری

مگه معتاد ها عید ندارن؟

اینکه بمونه هفت سین هم دارن

((سیخ- سوزن- سینی- سستی-

سماور- سنجاق- سلامتی))

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 18:59  توسط NiA  | 

گزارش تصویری از دستگیری معتادان...

تولید مواد مخدر سنتی در افغانستان

۲برابر تقاضای جهانی است...

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 10:22  توسط NiA  | 

دوباره شروع ترم زوج

دوباره هوای گرم یزد

دورباره تعطیلی زیاد...........اندیشه های

گرم و باز زیاد.

چرا امید از ما این قدر دور است؟(در فضاست).

چرا ((عمل))سخت گیر است؟ این قدر که با آن قهر

میکنیم؟

چرا مادر بزرگ گم شده (شاید قصه های کودکانه اش با

جامعه سیاه ما سنخیت ندارد).

چرا کتاب گران است؟

چرامواد ارزان است؟

چرا سیگار جرم نیست؟

جرا معتاد غریب است؟

چرا نوزاد دیوانه است که میخواهد بزرگ شود؟

چرا بزرگان خسته بزگیند و در آرزوی کودکی؟

چرا دانشجو فقیر است؟

چرا دولت تمیز است؟ چرا دولت مهربان است؟

چرا دختر رنجور است؟

چرا نوجوان مرد است؟

چرا خدا کم رنگ است؟

چرا قرآن بی مخاطب؟

چرا علی تنهاست؟

چرا مانیتور به من خیره شده و پلک نمیزنه؟

امید وارم با این همه تعطیلی در پیش دارم بتونم همه این

سوال ها رو جواب بدم.

خوشحال میشم تو هم کمکم کنی.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 11:25  توسط NiA  | 

 

چون تازه وبلاگمو دارم مینویسم و موضوع تخصصی من اعتیاده گفتم شاید بهتر باشه از همین معتاد کوچولو شروع کنم و اینکه آیا همیشه از کودکی شروع میشه یا دوره کودکی یه آدم مث این عزیز واسه بزگ سالیش تصویر ذهنی میسازه که واسه اون نقطه شروعی باشه.

مردم ما از این صحنه ها تو خیابون زیاد میبینن. میگن: خب خدا رو شکر بچه من که الان ۱۸ سالشه تا حالا هم هیچ نوع سیگار و پیپ و قلیونی به لبش نخورده ( به عبارتی تا حالا که نبوده پس بعد این هم بیمه میشه).

 دلم واسه اون پدر و مادر هایی میسوزه که انگار بهشت تو قلبشون در باز کرده که بچشون دانشگاه قبول شده . وای اگه شهر دیگه باشن.خیلی ها ظرفیتشو دارن. خیلی ها هم بی جنبند. البته که جنبه به تربیت خانوادگی بر میگرده شاید هم محیط رشد.۱۸سال از بچش مث گل مراقبت میکنه بعد نا آگاهانه میفرسته وسط یه عده گرگ. حالا این بچه بی تجربه رو معلوم نیست خدا ببینه که به دادش برسه یا نه؟

به نظرتون پشت چشای خسته معتاد کوچولوی ما چه فکراییه که اونو وادار به پک زدن میکنه؟

چقدر ما و جامعه ما مسئول بوجود اومدن این افکاره؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 19:42  توسط NiA  | 

با یاد نیروی برتر

سلام به همه کسانی که این وبلاگ رو میخونن بخصوص بچه های بهبودی.

بالاخره بعد از کلی بالا و پایین رفتنا و نظرات مختلف بچه های جلسه و البته نظر راهنمام تصمیم گرفتم از وبلاگ گروهی دانشجویان جلسه بیام بیرون و تنها بنویسم.امیدوارم با دعای شما و کمک نیروی برتر بتونم به همه سرویس بدم.

اول خواستم موضوع وبلاگ رو در مورد بهبودی انتخاب کنم و یه وبلاگ دیگه واسه حرفای نگفتنی درست کنم ولی خداییش وقت کم و امکانات کم تو یزد و دانشگاه اصلا اجازه این کار رو نمیده. این بود که هرچی حرف تو دلمه همین جا مشارکت میکنم.

با آرزوی پاکی برای ۲۴ساعت دیگه.....

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 12:21  توسط NiA  |